جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
همه ما سرود «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید»، این یادگار روزهای نخستین پیروزی خیزش پنجاه و هفت را هنوز در گوش داریم و همه ما از عارف و عامی در آن روزها باوری جز این نداشتیم که "فرشته" نه تنها آخشیج و نقطه روبروی "دیو" است، که آمدنش نیز فرجام ناگزیر رفتن اوست. دیدیم که با رفتن دیو (اگر رژیم پادشاهی را دیو بپنداریم) نه فرشته، که خود اهریمن از در برآمد که استاد و سرکرده همه دیوان بود... آیا مردمسالاری، آزادی و گیتی‌گرائی (سکولاریسم) پیامدهای ناگزیر فروپاشی جمهوری اسلامی هستند؟
 
یک ملت بزرگ و واقعی هرکز تن درنمی دهد که یک نقش فرعی و حتا یک نقش اصلی را بازی کند ، او باید فقط و فقط نقش نخست را به عهده گیرد . ملتی که این اعتقاد را از دست بدهد ، دیگر سزاوار نیست که نام ملت بر خود گذارد . اما چون فقط یک حق و حقانیت وجود دارد ، پس یک ملت هم وجود دارد که می تواند یک خدای حقیقی را دارا باشد ، هرچند که دیگر ملت ها ، خدای خاص خودشان را داشته باشند